پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
200
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
1 - ائمّه ( ص ) داراى دو وجودند : الف - وجود نورىِ محض ، كه سابقهء آن به قبل از خلقت عالم و آدم باز مىگردد ، چنان كه در زيارات جامعه مىخوانيم : « خَلَقَكُم اللّه انواراً ، فَجَعلكُم بِعَرْشِهِ مُحدِقِين » ( رك : بحارالانوار ، ج 25 ، ص 1 به بعد ) . ب - وجود نورىِ مادّى ، نور حسين ( ع ) نيز نخستين آفريدهء خداوند است ولى در همان عالم نورى براى نور حسين ( ع ) ويژگى خاصّى است و آن اين كه مشاهدهء آن موجب حزن مىشد ، همان گونه كه براى رسولان الهى از جمله : آدم ، ابراهيم ، و نوح ( ص ) اتّفاق افتاد . ( رك : بحارالانوار ، ج 43 ، ص 243 به بعد ) . 2 - درخشش نور حسين ( ع ) به گونهاى بود كه در هنگام حمل وى ، پيامبر ( ص ) به فاطمهء زهرا ( س ) فرمود : « . . . فَانّى ارَى فى مُقَدّمِ وجهكِ ضَوئاً ونوراً وذلك انّكِ سَتَلدينَ حُجَّةً لهذا الخلق ؛ دخترم ! من در پيشانى تو درخشندگى و نورانيّت ويژهاى مىبينم ، و اين نور نشانگر آن است كه به زودى حجّت خدا بر اين مردم را به دنيا خواهى آورد . ( رك : بحارالانوار ، ج 43 ، ص 272 ) . 3 - پرتو نور حسين ( ع ) به صورتى بود كه مادرش ( س ) مىگفت : در شبهاى تار به چراغ نياز نداشتم . ( رك : بحارالانوار ، ج 43 ، ص 273 ؛ عوالم ، ج 17 ، ص 11 ؛ خصائص الحسينية ، ص 31 ، و دمعة السّاكية ، ص 259 ) . 4 - از ويژگىهاى نور آن جناب ( به تعبير مرحوم شوشترى قدّس سره ) اين بود كه نه تنها بر شبهاى تار غالب بود ، بلكه بر نور خورشيد هم غلبه داشت ، و از همين رو كسى كه در روز عاشورا امام ( ع ) را ديده بود ، گفت : نور صورتش مرا از نظر در قتلش باز مىداشت . ( رك : خصائص الحسينيه ، ص 31 . 5 - باز به گفتهء مرحوم شوشترى ، از خصوصيات نور امام شهيد ( ع ) آن كه هيچ حاجب و مانعى نمىتوانست مانع نور افشانى او شود . همانطور كه همان شخص گفت : « انّى مَا رَأيتُ قَتِيلًا مُضْمَخاً بِالدَّمِ وَالتُّرابُ انور وَجْهاً منه ؛ تا كنون هيچ كشتهء به خاك و خون غلتيدهاى را به نورانيّت چهرهء او نديدم » ، خاك و خونى كه بر چهرهء تابناكش نشسته بود ، نمىتوانست مانع درخشش آن نور شود ، و چه زيبا امام صادق ( ع ) نور حسينى را در زيارت آن جناب بيان فرموده است : « كُنتَ نُوراً فِى الاصلابِ الشّامِخَة وَنُورَاً فِى ظُلُمَاتِ الارضِ ، وَنُورَاً فِى الهَوَاء ، وَنُورَاً فِى